قبل از همه چیز نامجو یک
سنت شناس تمام عیار است.نامجو سنت را نمی شکند تا آن را بی اعتبار کند.او سنت را
می شکافد تا گوهرهای خاک گرفته ی آن را جلایی دوباره ببخشد.گرچه ممکن است کارهای
او کمی خلاف عادت و عجیب باشد ولی اگر با تحجر و تعصب بی جا برخورد نکنیم کار او و
امثال او منجر به ترجمه ٬ انتقال و به روز شدن
گنجینه ی پر گوهر سنت خواهد شد. در این راه کمک گرفتن از وسایل مدرن هم اشکالی
ندارد .مگر برای حفظ بناهای تاریخی به علم فیزیک و شیمی و ... نیاز نداریم؟
یکی از موارد رویکرد نامجو به
سنت استفاده از زنجیره ی دال ها برای تاکید موسیقایی روی واژگان خاص متن
است.مانند:
"زان یار ٬ زان یار
٬ زان یار دلنوازم ....)
رویکرد دیگر او تطبیقی است.این تطبیق می
تواند در فرم یا مفهوم صورت گیرد.مثلا به جایگزینی بخشی از شعر با فرم یا مفهوم
یکسان یا حتی ادامه ی یک فرم یا معنا بدون جایگزینی.به عنوان نمونه در قطعه ی ترنج
می گوید:
"
گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری
گفتم بر
آستانت دارم سر گدایی
گفتم که
بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر
بدانی هم اوت رهبر آید "
دراینجا یک تطبیق معنایی صورت گرفته است
.ناگهان از میان شعر خواجوی کرمانی به شعر حافظ می رویم اما این تغییر چنان صحیح
صورت می گیرد که تفاوت قافیه را از یاد می بریم. این نکته علاوه بر تطبیق معنایی
به دیدگاه کثرت گرا ی نامجو اشاره دارد.
در قطعه ی گیس هم می گوید:
"ای
درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه ی تنهایی
و ای
خاطره ات پونس نوک تیز ته کفشم
این صندل
رسوایی و این صندل رسوایی"
در این مورد با تطبیق فرمی و ادامه ی فرم
مواجهیم.به واژه ی مونس و وزن عروضی دو مصراع اول و تاثیر آن بر شکل گیری مصراع
سوم توجه فرمایید.
یکی از مسائل مهم در مورد نامجو رویکرد او
به قرآن است.جای بسی تعجب است که بعضی منتقدین ناآگاه با قرائت نامجو از آیات قرآن
مخالفند.نامجو به سه شکل قرآن را قرائت می کند.
1) تاکیدی
: در این روش که بسیار معمول است با تغییر صوت ٬
شدت و سرعت آن روی قسمت هایی تاکید می کند. (رجوع کنید به قرائت "مصطفی
غلوش" در سوره ی مریم / آیه ی 29 / تاکیدهای مختلف صوتی روی " فاشارت الیه" )
2و3) چند خوانی و دگر خوانی: در این روش
بخشی از یک آیه چند بار یا با تلفظ های مختلف خوانده می شود. (رجوع کنید به قرائت
جواد فروغی در سوره ی تکویر / خصوصا روی لفظ "کوّرت" )